1. عمليات حمله و گريز در خليج‌فارس از طريق قايق‌هاي تندرو موشك‌انداز.

2. حمله موشكي به ناو آمريكا در منطقه و حوزه‌ي خليج‌فارس.

3. تسهيل انتقال اسلحه به داخل عراق و استفاده از نيروهاي ضد آمريكايي.

4. بي‌ثبات سازي افغانستان براي نيروهاي ناتو.

5. حمله به اسرائيل از طريق متحدان منطقه‌اي ايران.
هفته‌نامه تايم هم در واكنش به حمله نظامي اسرائيل به ايران نوشت: "اگر حمله نظامي به ايران صورت گيرد ايران فورا صادرات نفت از خليج‌فارس را با شليك يكي از موشك‌هاي چيني كرم ابريشم به يكي از تانكرهاي نفت‌كش در تنگه هرمز و يا تأسيسات نفتي يكي از كشورهاي عربي حوزه‌ي خليج‌فارس متوقف خواهد نمود كه اين بدان معناست كه در بدترين شكل ممكن هفده ميليون بشكه از بازار نفت جهاني خارج خواهد شد. باز شدن دست جنگجويان طرفدار ايران در عراق فاجعه‌اي چون عيد سال 1968 ويتنام خواهد آفريد. اسرائيل نمي‌تواند به ايران حمله كند و نبرد را به تنهايي كنترل كند آنها نياز به اين دارند كه ارتش كامل ايالات متحده را پشت سر خود ببينند بنابراين تا آن زمان اسرائيل تنها مي‌تواند غرغر كند و آرزو كند تحريم‌ها بر عليه ايران كارگر افتد."

مجموعه اين واقعيت‌ها موجب شد تا تام‌كيسي سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا، برايان وينمن سخنگوي پنتاگون، رايان كروكر سفير آمريكا در عراق حمله نظامي به ايران را تكذيب كنند.

مايكل هايدن رئيس سازمان سيا (CIA) گفت: "نشانه‌آي در دست نيست كه ايران برنامه هسته‌اي براي ساخت بمب اتم را از سر گرفته باشد. اما اگر ايران مورد حمله قرار گيرد به حزب‌الله فشار وارد مي‌كند تا واكنش نشان دهد رئيس سيا (CIA) افزود: "ضربه صادرات نفت مساوي استفاده از سلاح‌ هسته‌اي بوده و به زيان كشورهاي مختلف از جمله آمريكا خواهد بود."
و به همين جهت سه نظامي چهار ستاره آمريكا دريادار ويليام فالون، جان ابي‌زيد و آنتوني زيني با حمله نظامي به ايران مخالفت كردند. مجموعه اين شواهد وتراين به خوبي نشان مي‌دهد كه حمله نظامي به ايران برخلاف حجم گسترده تبليغات رسانه‌اي بيشتر جنگ رواني است تا تهديد واقعي.

نويسنده: ابوالفضل صدقي
منبع: مركز اسناد انقلاب اسلامي